@شکل@14

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شکل مثلثى شکل محلولى به شکل آب مخروطى شکل مخروطى شکل کردن موجود وهمى به شکل روح مومى شکل ميخى شکل ميله اى شکل نان بيضى شکل آرد ذرت نردبانى شکل نشان نقل قول به اين شکل نشانى بدين شکل نقطه و ويرگول بدين شکل ... مانند پيانو به شکل ميز است نوعى آتشبازى که شکل ستاره دارد نوعى الماس بيضى يا گلابى شکل ... و مختلف يک شکل يا نقشه را ... نوعى نان شيرينى به شکل قلب نيزه اى شکل نيشکرى که به شکل تيغه شمشير است نيم شکل هر چيز برجسته بيضى شکل هر چيز هلالى شکل هر چيزى به شکل پنجه کلاغ هر چيزى به شکل تغاهر واژه هاى شامل شکل ـ (365) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}