@شکل@15
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شکل هر چيزى به شکل مکعب هر چيزى به شکل ورقه هر بوته يا ميوه خيارى شکل هلالى شکل هم شکل وابسته به شکل وابسته به شکل شناسى وابسته به شکل ياخط هندسى وابسته به لوله شکل نما ... که به شکل لباسى دوخته ... يک شکل يکدست حروف هم شکل وهم اندازه ... رئوس مثلثى شکل سردر عمارت ... ميان يا به شکل ضرب در بودن يقه قلبى شکل واژه هاى شامل شکل ـ (365) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15