@شکل@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شکل از شکل اندازى از شکل طبيعى انداختن ... بيگانه بدون تغيير شکل آن استوانه اى شکل در برش عرضى استوانه اى شکل و داراى ... اسلايدهاى به شکل نوار فيلم الماسى شکل اندازه شکل ... دادن و به شکل درآوردن با قالب به شکل درآوردن ... هاى ميله اى شکل که توليد هاگ ... بادبان سه گوش يا مربع شکل سبک بد شکل بد شکل کردن بدون شکل منظم هندسى برگى شکل ... طبقه ى هرمى شکل پلکان دار ... حمل که به شکل قوچى تصوير مى ... بسيار شکل به شکل پروانه به شکل پوسته حلزون به شکل پوسته در آوردن به شکل چاقوى شاخه زنى به شکل چرخ به شکل چرم واژه هاى شامل شکل ـ (365) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15