@شکل@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شکل از شکل اندازى از شکل طبيعى انداختن ... بيگانه بدون تغيير شکل آن استوانه اى شکل در برش عرضى استوانه اى شکل و داراى ... اسلايدهاى به شکل نوار فيلم الماسى شکل اندازه شکل ... دادن و به شکل درآوردن با قالب به شکل درآوردن ... هاى ميله اى شکل که توليد هاگ ... بادبان سه گوش يا مربع شکل سبک بد شکل بد شکل کردن بدون شکل منظم هندسى برگى شکل ... طبقه ى هرمى شکل پلکان دار ... حمل که به شکل قوچى تصوير مى ... بسيار شکل به شکل پروانه به شکل پوسته حلزون به شکل پوسته در آوردن به شکل چاقوى شاخه زنى به شکل چرخ به شکل چرم واژه هاى شامل شکل ـ (365) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}