@شکل@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شکل به شکل خال به شکل خوشه به شکل داس به شکل داس درآوردن به شکل داستان در آوردن به شکل دايره به شکل در آمده به شکل در آوردن به شکل در آورده شده به شکل در آورنده به شکل درآمده به شکل درآوردن به شکل درآورى به شکل درام يا نمايش درآوردن به شکل درخت به شکل درخت شدن به شکل درفش به شکل دريچه يا سوپاپ به شکل دوک درآمدن به شکل ذرات ريز و پايدار ... به شکل راست گوشه به شکل روى به شکل زنگ به شکل سبزى به شکل ستاره واژه هاى شامل شکل ـ (365) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15