@شکل@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شکل به شکل ستاره درآمدن به شکل ستاره درآوردن به شکل ستاره ى پنج پر به شکل سرگنجشکى درآوردن ... به شکل سقنقر به شکل سم به شکل سوزن به شکل سير يا پياز به شکل سيم در آوردن به شکل شاخ و برگ در آوردن به شکل شخص به شکل شراب به شکل شطرنجى ساختن يا ... به شکل شعاعى به شکل صفحه يا ديسک به شکل صليب به شکل صندوق به شکل صندوق يا جعبه به شکل صورت فلکى درآمدن به شکل ضرب در به شکل طاق به شکل طبل به شکل طناب در آمدن به شکل عدسى در آوردن به شکل عصا واژه هاى شامل شکل ـ (365) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15