@صاحب@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صاحب کمک صاحب بانک آدم خارق العاده و صاحب کرامت ... تيولدار جزء به صاحب تيول افسران و صاحب منصبان بچه بى صاحب ... اجازه ناشر يا صاحب حق طبع چاپ ... جانور بى صاحب حق ويژه ارباب صاحب تيول خانه ارباب يا صاحب تيول داراى صاحب سهام قرضه زن صاحب پانسيون يا مهمانخانه زن صاحب خانه زن صاحب ملک صاحب چاپخانه صاحب چندين مقام صاحب کارخانه صاحب کرم صاحب کشتى تفريحى صاحب اختراع ثبت شده صاحب اختيار و قدرت کردن صاحب امتياز صاحب امضاء صاحب انجيل صاحب انحصار صاحب برده واژه هاى شامل صاحب ـ (60) : 1 , 2 , 3