@صحبت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صحبت گير در صحبت آهسته صحبت کننده از روى خرده گيرى صحبت کردن با بلند گو صحبت کردن با حرارت عليه کسى صحبت کردن با صداى بلند صحبت کردن با صداى جيغ صحبت کردن با فن فن صحبت يا گريه کردن بابى احترامى صحبت کردن با بالهجه مخصوصى صحبت کردن بدون مقدمه صحبت کردن به صحبت تلفنى خاتمه دادن تودماغى صحبت کردن ... ارزش زدن صحبت بى معنى ... خوش صحبت در ميان صحبت کسى دويدن درحال عطسه صحبت کردن ... روى نژادها صحبت مى کند صحبت کردن صحبت کردن سخن صحبت کوتاه صحبت از آينده چنانچه ... صحبت بازارى صحبت بى معنى و احمقانه صحبت تنها واژه هاى شامل صحبت ـ (39) : 1 , 2