@صحيح@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صحيح کسر صحيح اطلاع غير صحيح دادن افراط در استعمال صحيح الفاظ املا صحيح با انديشه صحيح بر پايه يا اساس صحيح به صورت عدد صحيح به طور صحيح به طور صحيح و سالم جزء صحيح حاصلضرب اعداد صحيح مثبت حقيقى و صحيح داراى شکل صحيح خود داراى قضاوت صحيح داراى مشاعر صحيح ... استعمال کلمات صحيح وسواس دارد صحيح کردن صحيح است صحيح النسب صحيح و بى عيب ظاهراً صحيح عدد صحيح عدد صحيح مثبت عدد صحيح و يا خارج ... غير صحيح واژه هاى شامل صحيح ـ (33) : 1 , 2