@صحيح@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صحيح کسر صحيح اطلاع غير صحيح دادن افراط در استعمال صحيح الفاظ املا صحيح با انديشه صحيح بر پايه يا اساس صحيح به صورت عدد صحيح به طور صحيح به طور صحيح و سالم جزء صحيح حاصلضرب اعداد صحيح مثبت حقيقى و صحيح داراى شکل صحيح خود داراى قضاوت صحيح داراى مشاعر صحيح ... استعمال کلمات صحيح وسواس دارد صحيح کردن صحيح است صحيح النسب صحيح و بى عيب ظاهراً صحيح عدد صحيح عدد صحيح مثبت عدد صحيح و يا خارج ... غير صحيح واژه هاى شامل صحيح ـ (33) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}