@صد@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صد گل صد تومانى گل صد تومانى مشرق آمريکا کرم صد پاى پيله ساز کرم صد پاى تننده تار عنکبوتى بخش صد خانوارى بقرار در صد به شکل کرم صد پا حرکت کردن تقسيم شده به صد درجه سانتيگراد جشن صد ساله جشن صد و پنجاهمين جشن يا يادبود صد ساله در صد درجه حرارت بالاتر از صد رئيس دسته صد نفر ... روشنى اش صد ميليون برابر ... صد پا صد گرم صد برابر نسبت بين ... صد ليتر صد متر صد و پنجاهمين سالگرد عدد صد ... ده بتوان ده بتوان صد عدد يک با صد صفر در جلوى آن قربانى صد گاو واژه هاى شامل صد ـ (28) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}