@صدا@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صدا اشتباهى صدا کردن التقاى دو حرف با صدا انعکاس سنج صدا انعکاس صدا ايجاد سر و صدا و آشوب ايجاد صدا با عالى ترين ... با اشاره صدا زدن با تصادم ايجاد صدا کردن با رکاب پايى صدا را خفه کردن ... با سختى و شدت و سر و صدا وزيدن با سر و صدا چيزى را شستن با صدا چيزى خوردن با صدا گريستن با صدا ادا کردن با صدا بيان کردن با صدا ترکيدن با صدا جويدن با صدا حرکت کردن با صدا خنديدن با صدا خوردن يا آشاميدن با صدا راه رفتن با صدا شکستن با صدا غذا خوردن با صدا نفس کشيدن بازى خرکى و پر سر و صدا کردن واژه هاى شامل صدا ـ (176) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}