@صدا@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صدا جسم صدا دار جشن و شادمانى پر سر و صدا جعبه تبديل امواج صوتى به صدا جلنگ جلنگ صدا کردن جنجال و سر و صدا حرف بى صدا حرف صدا دار ميان کلمه ... ... به پرده که صدا را از گوش ... خنده بلند و پر سر و صدا خوش صدا دانگ صدا دانش دگرگونى صدا در زبان دانش صدا و پژواک در اثر دميدن ايجاد صدا کردن درجه صدا دستگاه گيرنده عالى و خوش صدا دستگاه حبس صدا دستگاه قوى صدا بزرگ کن دعواى پر سر و صدا رکاب تخفيف صدا رکاب صدا خفه کن را به صدا درآوردن رسايى صدا ... نوار ضبط صوت صدا را ضبط کردن زنگ را به صدا در آوردن واژه هاى شامل صدا ـ (176) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}