@صدا@7

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صدا مثل گوسفند صدا کردن مجلس انس پر سر و صدا محروم از صدا کردن مربوط به تکيه ى صدا مربوط به حرف با صدا مربوط به صدا مربوطه به آهنگ صدا مهمانى پر سر و صدا ميان صدا ناقوس را به صدا درآوردن ناقوس عزارا به صدا درآوردن نمايش پر سر و صدا نمايش پر سر و صدا و تو خالى ... با شوخى و سر و صدا نوسان صدا هر چيزى که صدا مى کند هم صدا وابسته به گرامافون يا صدا نگار وابسته به حروف بى صدا ... يا دگرگونى صدا در زبان واحد کيفى صدا براى يک شنونده ... اندازه گيرى شدت و ضعف صدا وسايل ايجاد صدا با بهترين ... وسيله خفه کردن صدا يک صدا واژه هاى شامل صدا ـ (176) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}