@صداى@10
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صداى صداى زير مردانه صداى ساده صداى ساده و تنها صداى ساعت صداى سم اسب صداى سنگين صداى سنج ايجاد کردن صداى سوت صداى سوت حاکى از حيرت يا تحسين صداى سوت خفيف صداى سوت يا فلوت صداى سوختن کباب روى آتش صداى سوهان صداى سياه سرفه صداى سيلى يا شلاق صداى شکارچى در موقع ديدن روباه صداى شکستگى صداى شکستن يا پرتاب چيزى صداى شبيه نعره کردن صداى شرشر صداى شلاق صداى شيپور صداى شيون گربه صداى صاعقه مانند صداى صفير واژه هاى شامل صداى ـ (314) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13