@صداى@12
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صداى صداى قو صداى لوکوموتيو صداى لولاى روغن نخورده صداى مکيدن درآوردن صداى ماچ صداى مختصر صداى مخصوص هر حيوان صداى مرغ درحالت تخم گذارى صداى مزاحم صداى مسلسل صداى ملچ ملوچ صداى ملخ کردن صداى موج صداى موسيقى نوا صداى نکره ايجاد کردن صداى ناگهانى صداى ناشى از ضربات تند و متوالى صداى ناقوس صداى نامطبوع راديو صداى ناهنجار صداى ناهنجار ايجاد کردن صداى ناهنجار و خشن صداى نى انبان صداى هى و هين کردن هين کردن صداى هيس واژه هاى شامل صداى ـ (314) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13