@صداى@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صداى ... صدايى شبيه صداى فاخته مى ... سقوط با صداى سنگين شبيه صداى زنگ شخصى که صداى بلندى دارد شيپور برنجى داراى صداى بم صداى پچ پچ و به هم خوردن بشقاب صداى پا صداى پاره شدن چيزى صداى پرنده صداى پيوسته صداى چرخيدن صداى چلپ صداى چلپ چلوپ صداى چلپ چلوپ پوتين ... صداى چلپ چلوپ ايجاد کردن صداى چلپ و چلوپ زياد صداى چلب چلوپ صداى چيز پهنى که بر ... صداى گاو صداى گاو کردن صداى گاو يا جغد کردن صداى گربه صداى گردباد صداى گوش صداى گوشخراش واژه هاى شامل صداى ـ (314) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13