@صداى@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صداى ... صدايى شبيه صداى فاخته مى ... سقوط با صداى سنگين شبيه صداى زنگ شخصى که صداى بلندى دارد شيپور برنجى داراى صداى بم صداى پچ پچ و به هم خوردن بشقاب صداى پا صداى پاره شدن چيزى صداى پرنده صداى پيوسته صداى چرخيدن صداى چلپ صداى چلپ چلوپ صداى چلپ چلوپ پوتين ... صداى چلپ چلوپ ايجاد کردن صداى چلپ و چلوپ زياد صداى چلب چلوپ صداى چيز پهنى که بر ... صداى گاو صداى گاو کردن صداى گاو يا جغد کردن صداى گربه صداى گردباد صداى گوش صداى گوشخراش واژه هاى شامل صداى ـ (314) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}