@صداى@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صداى صداى گوشخراش ايجاد کردن صداى گوشخراش دادن صداى کبک و کودک شيرخوار و غيره صداى کبوتر و قمرى صداى کتک زدن صداى کلاغ صداى کلمه صداى کوبيدن پا صداى کوتاه صداى کوس يا طبل صداى آفرين صداى آلتو صداى آواز مانند دلى ... صداى ارتعاش نخ ياکش صداى اردک صداى اردک کردن صداى اردک درآوردن صداى اصطکاک صداى افتادن چيز سنگين صداى انفجار صداى انفجار پى در پى صداى انفجار و شکستگى توليد کردن صداى انفجارى که گاهى ... صداى اوج صداى با بسامد بيشتر ... واژه هاى شامل صداى ـ (314) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13