@صداى@6

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صداى صداى بال مرض ياچرخ صداى بانگ خروس صداى بر خورد دو جسم صداى برگ خشک صداى برگ خشک ايجاد کردن صداى برخورد هوا با ... صداى بزغاله کردن صداى بستن در و امثال ... صداى بسيط صداى بلند صداى بلند مثل سرفه صداى بلند يا محکم صداى بلند يا ناگهانى صداى بم صداى به هم خوردن چيزى صداى به هم خوردن اجسام جامد صداى به هم خوردن اسلحه صداى به هم خوردن اشيايى ... صداى به هم خوردن دوتخته ... صداى به هم خوردن فلز صداى بوق ايجاد کردن صداى بوقلمون در آوردن صداى بين بم و زير صداى تپ تپ يا زدن روى ميز صداى تپش دل واژه هاى شامل صداى ـ (314) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}