@صدايى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صدايى پر صدايى چند صدايى با کار افت صدايى با صدايى موزون خواندن بد صدايى بسامد صدايى بى سر و صدايى بى صدايى دستگاه با کار افت صدايى ... پر سر و صدايى همراه با کرنا ... ... سر ساعت صدايى شبيه صداى ... سرود چند صدايى صدايى که از ناى سگ ... صدايى که براى راندن ... صدايى که هنگام کشيدن ... صدايى زنگ صدايى شبيه جيغ صدايى شبيه شيهه صدايى شبيه صداى جغد قافيه ى وزنى يا صدايى مجراى از درجه صدايى هم صدايى يک صدايى