@صدف@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صدف ... جانوران مثل صدف و حلزون ... گوشت صدف تزيينات صدف مانند توليد کندنه صدف ... به شکل صدف مقعر بزرگى ... حلزون داراى صدف نرم حلزون صدف دار ... بلندى هايى شبيه داخل صدف داراى صدف يک پارچه دارى صدف شبيه صدف صدف گوش صدف کندن صدف کوهى صدف آهکى دوکپه اى ... صدف باريک دريايى و رودخانه اى صدف براق و زيبايى ... صدف حلزون صدف حلزون دوکپه اى صدف حلزونى صدف حلزونى شکل صدف حلزونى يا خرچنگ صدف خوراکى صدف دار صدف دو کپه واژه هاى شامل صدف ـ (37) : 1 , 2