@صفات@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صفات اختلاط و آميزش صفات ارثى يک طايفه ... از دست دادن صفات انسانى اشتراک صفات انتقال فرضى صفات و نفوذ ... ... تئورى و فرمول صفات و کيفيت چيزى ... بيان شده بر حسب صفات توصيف صفات اختصاصى داراى صفات اصلى و نژادى داراى صفات جنسى مغاير ... داراى صفات حسنه داراى صفات خار پوست دريايى ... داراى صفات هرزگى و فاحشه گى صفات پدرى صفات ارثى را در طى ... صفات زنانه صفات مشترک داشتن صفات مشخصه صفات ممتازه صفات ممتازه چيزى را از بين بردن صفات و خصوصيات فردى صفات و شخصيت انسان صفات و عادات مخصوص اهل حرفه ... کروموزوم که ناقل صفات ارثى است فاقد صفات انسانى شدن ... اثر حفظ و ابقاء صفات بد واژه هاى شامل صفات ـ (32) : 1 , 2