@صلاحيت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صلاحيت ... رفتار و آزمايش صلاحيت اعتراض به صلاحيت دادگاه ... اعتراضى به صلاحيت زوجين دارند ... حکم يا خطاب دادگاه ذى صلاحيت حدود صلاحيت حوزه صلاحيت دادگاه خارج از صلاحيت قضايى داراى صلاحيت قانونى ذى صلاحيت سلب صلاحيت سلب صلاحيت کردن از صلاحيت دار صلاحيت دار کردن صلاحيت داشتن عدم صلاحيت فاقد صلاحيت فاقد صلاحيت قانونى کردن فاقد صلاحيت قضايى