@صندلى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صندلى ... مخصوص فرش يا رويه صندلى پايه مبل و صندلى پشتى صندلى و غيره چرخ زير صندلى ياميز گردونه صندلى دار مخصوص ... کرسى يا صندلى دادگاه کمربند صندلى هواپيما بافنده صندلى حصيرى برکرسى يا صندلى نشاندن بليط يا صندلى کم ارزش ... تزيين برجسته پشت صندلى ... سوارى داراى دو صندلى عقب و جلو دسته صندلى دسته ى صندلى دسته ى صندلى يا مبل رديف صندلى رزرو کردن صندلى يا اتاق ... روکش مبل و صندلى رويه ى صندلى صندلى پايه بلند غذا خورى بچه صندلى چرخ دار صندلى چرخان صندلى گهواره اى صندلى اعدام الکتريکى صندلى الکتريکى واژه هاى شامل صندلى ـ (49) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}