@صندلى@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صندلى صندلى برقى صندلى تا شو صندلى تا شو بدون پشتى صندلى تاب صندلى حصيرى تاشو صندلى داراى پشتى منحنى صندلى دسته دار صندلى دسته دار بزرگ صندلى راحت صندلى راحتى صندلى راحتى تکان خور صندلى فنرى که پشتش ... صندلى لژ صندلى مستراح فرنگى صندلى هاى رديف جلو تماشاخانه صندلى هواپيما که در ... صندلى يک نفرى صندلى يا نشيمن کوتاه صندلى يا نشيمنگاه لب پنجره صندلى يا نيمکت دسته دار دو نفرى ميله پشت صندلى ميله تزيينى پشت صندلى يک سرى صندلى يا پله هاى ... يکى از سه صندلى محراب يا صدر ... واژه هاى شامل صندلى ـ (49) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}