@صندوق@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صندوق گاو صندوق به شکل صندوق به شکل صندوق يا جعبه دايره صندوق در صندوق قرار دادن در صندوق يا در صندوق يا جعبه گذاشتن دزد صندوق باز کن دزد صندوق شکن صندوق پس انداز صندوق پس انداز تعاونى و رهنى صندوق پست صندوق پستى ستونى شکل صندوق پول صندوق پول شمار صندوق پول يا ماشين دخل مغازه صندوق آهن مخصوص امانت ... صندوق اعانه صندوق اعانه براى امور خيريه صندوق تابوت صندوق خانه صندوق ملبوس و ملزومات ... صندوق مهمات صندوق ويژه وجوه کوچک صندوق يا تابوت واژه هاى شامل صندوق ـ (26) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}