@صندوق@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صندوق گاو صندوق به شکل صندوق به شکل صندوق يا جعبه دايره صندوق در صندوق قرار دادن در صندوق يا در صندوق يا جعبه گذاشتن دزد صندوق باز کن دزد صندوق شکن صندوق پس انداز صندوق پس انداز تعاونى و رهنى صندوق پست صندوق پستى ستونى شکل صندوق پول صندوق پول شمار صندوق پول يا ماشين دخل مغازه صندوق آهن مخصوص امانت ... صندوق اعانه صندوق اعانه براى امور خيريه صندوق تابوت صندوق خانه صندوق ملبوس و ملزومات ... صندوق مهمات صندوق ويژه وجوه کوچک صندوق يا تابوت واژه هاى شامل صندوق ـ (26) : 1 , 2