@صوتى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صوتى پيشوندى است به معنى صوتى چند صوتى کلمه صوتى کلمه يا حرف سه صوتى ... ترکيب چند موج صوتى ساده تر ترکيب ... آهنگ يا ترانه چند صوتى ادغام صوتى الفباى صوتى يا آوايى انفجار صوتى تارهاى صوتى تلفظ صوتى جعبه تبديل امواج صوتى به صدا حافظه صوتى حرف دو صوتى يا چند صوتى حرف صوتى حرف نيم صوتى خط تاخير دهنده صوتى خط تاخيرى صوتى خواص صوتى ساختمان داراى تشابه صوتى ... برابر امواج صوتى در فضا ... دريايى به وسيله امواج صوتى رشته هاى صوتى يا آوايى صداى صوتى عمق ياب صوتى واژه هاى شامل صوتى ـ (33) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}