@صورت@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صورت پودر صورت ... که به صورت استوانه اى ... گرد ماليدن به صورت گرد درآوردن ... را به صورت دانگى بدهند گل صورت سازى گوسفند آفريقايى سفيد صورت سياه ... اى که به صورت پاورقى در روزنامه ... کرک صورت پايين کسرى که صورت آن بزرگتر ... آب را به صورت فواره بيرون دادن ... حشره که به صورت کامل و بالغ ... آرايش گيسو به صورت گوجه فرنگى اختلال حس لمس به صورت خارش اداى اصوات به صورت گلويى اداى اصوات به صورت شفوى از صورت افسانه بيرون آوردن ... کلمه به صورت پيشوند نيز ... ... کلمه به صورت پيشوند و ... ... جمله به صورت علامت سوال ... با صورت رو به پايين ... دوباره به صورت جديدى مطرح ... ... که پنجمين صورت فلکى منطقه ... ... چوب به صورت ورقه نازکى ... به شکل صورت فلکى درآمدن به صورت پستان واژه هاى شامل صورت ـ (310) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}