@صورت@10
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صورت صورت اسلامى دادن به صورت اشخاص بدحساب صورت اغذيه مهمانخانه صورت اوقات صورت تازه دادن به صورت تبديل ارز صورت تراش صورت تراشى صورت جديد صورت جلسات رسمى پارلمان انگليسى صورت جلسه صورت جلسه نوشتن صورت جمع صورت جمله اى صورت حساب صورت حساب بانکى صورت حساب دادن صورت خارجى صورت خارجى به چيزى دادن صورت خارجى به خود گرفتن صورت خارجى دادن صورت خارجى دادن به صورت خيالى صورت خيالى و شاعرانه دادن صورت داخلى واژه هاى شامل صورت ـ (310) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13