@صورت@12

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صورت صورت موجودى صورت نگاره صورت نگارى صورت نمکى صورت هزينه صورت هنجار صورت وار صورت يا فهرستى ضميمه کردن طرح صورت عکس يا تصوير صورت ... شرکت که به صورت سهام و گواهى ... ... آسمانى به صورت بچه بالدار فرمان يا دستورى به صورت استدعا ... تعريف چيزى به صورت علائم و نشانه ... قسمت جلو صورت چارپايان ... خود که پايين صورت را مى پوشاند ... درآوردن و به صورت خط منظمى کاشتن لک صورت ... اى که به صورت کنايه يا مجاز ... ماسک صورت مرده ... عفونى کردن صورت و غيره مربوط به صورت ... دوباره معمولاً به صورت آهسته ... منبسط شونده به صورت متناوب ... اى که به صورت دسته جمعى يا ... واژه هاى شامل صورت ـ (310) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}