@صورت@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صورت به صورت افسانه در آوردن به صورت افسانه درآوردن به صورت افسانه يا اسطوره ... به صورت الکل چوب در آوردن به صورت الکل درآوردن به صورت الفبايى مرتب کردن به صورت الياف در آوردن از به صورت امروزى در آوردن به صورت ايده آل در آوردن به صورت بافه درآوردن به صورت بال گسترده درآوردن به صورت برنامه درآوردن به صورت بلورهاى خوشه ... به صورت تئاتر در آوردن به صورت تجارتى درآوردن به صورت تحت اللفظى درآوردن به صورت تخيلى در آوردن به صورت تفاله درآوردن به صورت توده جمع کردن به صورت جزيره درآوردن به صورت جوخه يا دسته درآوردن به صورت حکومت مطلقه و ... به صورت حديث در آوردن به صورت حلقه در آوردن به صورت خطه در آوردن واژه هاى شامل صورت ـ (310) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13