@صورت@5

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صورت به صورت رنگين کمان در آمدن به صورت زمستانى در آمدن به صورت سمبل درآوردن به صورت سنگ هاى چهارگوش ... به صورت سنت درآوردن به صورت سند درنيامده به صورت سود ناويژه به دست آوردن به صورت سوسياليستى درآوردن به صورت شرکت به صورت شرکت درآمده به صورت شفاهى بيان کردن به صورت شليک در کردن به صورت شمش در آوردن به صورت شيشه در آوردن به صورت شيشه درآمدن به صورت شيى يا ماده درآوردن به صورت صف يا ستونى پرواز کردن به صورت صفت مغلوب به صورت صفوف منظم به صورت طولى درآوردن به صورت طومار در آوردن به صورت ظاهر فهميدن يا فهاندن به صورت عادى و معمولى در آوردن به صورت عدد صحيح به صورت غير روحانى يا ... واژه هاى شامل صورت ـ (310) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}