@صورت@7
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صورت به صورت موج درآمدن به صورت مينياتور در آوردن به صورت نسبى در آوردن به صورت نقدينه درآوردن به صورت نمايش در آوردن به صورت نوک تيز درآمدن به صورت نوار در آوردن به صورت نوار يا تسمه درآوردن به صورت نيمرخ سياه نشاندادن به صورت همزبان به صورت هنگ در آوردن به صورت وام و اجاره دادن به صورت يک واحد يا يگان درآوردن به صورت ياد بود درآوردن به هر صورت ... و به صورت طناب درآوردن تبديل به صورت بازرگانى تبديل صورت ... تصويرى به صورت متن واقعى ... تجسم به صورت وضوح ... رومى که به صورت ادويه به کار ... ... ساده و اصلى به صورت مرکب تزيين اتاق به صورت مرصع کارى ... امروزه به صورت سيم هاى ... ... غايب به صورت متکلم وحده واژه هاى شامل صورت ـ (310) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13