@صورت@8

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صورت ... جسمى به صورت ذرات ريز ... ... يا جسم به صورت گرد و گاز ... تغيير صورت دادن تميز کردن سر و صورت دادن به تنظيم به صورت جدول تور صورت تيغ صورت تراشى ثبت شده در صورت حساب يا ليست جانور سفيد صورت جاى زخم در صورت ... بردن چين و چرک صورت ... تبديل به چند صورت يا ماده باشد ... اى که به صورت زن درآمده و ... جوش صورت جوش صورت و پوست حرفى را به صورت شفوى ادا کردن ... که به صورت کودک برهنه ... داراى سر نسبتا کوتاه و صورت پهن داراى صورت کار عملى داراى صورت ناهنجار و زننده ... جهت يا به صورت يک سلول ... زمان به صورت سنگواره درآمدن در صورت در صورت نوشتن در غير اين صورت واژه هاى شامل صورت ـ (310) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}