@صيد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه صيد برخلاف مقررات شکار صيد کردن حريص در صيد دام مخصوص صيد خرچنگ زوبين مخصوص صيد نهنگ صيد کردن طناب مخصوص صيد بالن ... تازى شکارى مخصوص صيد روباه قايق صيد نهنگ ... باريک مخصوص صيد نهنگ و ... ماهى صيد کردن نهنگ صيد کردن ... خاردار مخصوص صيد ماهى قزل ...