@ضبط@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ضبط اموال ضبط شده به طور خود کار ضبط کننده تراکم ضبط ... به طور سرى ضبط مى کند ... توقيف و ضبط اموال ياغيان ... حکم ضبط اموال بيگانگان حکم نگاهدارى و ضبط خطاى ضبط درمعرض ضبط و توقيف دستگاه ضبط پديده هاى ... دستگاه ضبط تقريرات دستگاه ضبط صوت دستگاه ضبط مکالمات سخنرانى ... ... مجهز به دستگاه ضبط صوت روى نوار ضبط صوت صدا را ... صفحه ضبط صوت ضبط پرتويى ضبط کردن ضبط کننده ضبط کننده قابض ضبط اسناد و اوراق بايگانى ضبط اموال ضبط داده ها ضبط شدن ضبط شده واژه هاى شامل ضبط ـ (44) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}