@ضبط@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ضبط ضبط صدا ضبط صدا و ثبت آن ... ضبط صدا يا موسيقى ... ضبط صوت ضبط مال ديگرى ضبط مغناطيسى ضبط و کنترل سرى مکالمات قابل ضبط قبلا ضبط کردن متصدى دستگاه ضبط سخنرانى محل مخصوص ضبط صوت بر روى ... مصادره يا ضبط ناحيه ضبط نوک ضبط نوار ضبط کن نوار ضبط صوت نوار ضبط صوت و امثال آن نوعى دستگاه ضبط صوت قديمى ... و سريع هوا را ضبط کند واژه هاى شامل ضبط ـ (44) : 1 , 2