@ضخيم@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ضخيم پارچه ضخيم روى تابوت يا قبر پالتو کوتاه و ضخيم ملوانى پتوى ضخيم ژاکت ضخيم ملوانان کاغذ ضخيم پارافين دار ... برگ هاى ضخيم تر و تيره تر تورى ضخيم و ريشه دار حاشيه ضخيم پارچه اى که ... حروف ضخيم داراى ساقه ضخيم تر داراى لبه ضخيم ضخيم کردن ضخيم ساز طناب سيمى ضخيم ماهيان رنگارنگ داراى بدن ضخيم مدار غشايى ضخيم نسبتا ضخيم نوعى پارچه پشمى و ضخيم و خشن