@ضد@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ضد ماده ضد عفونى کننده تدخينى ماده ضد مگس ... به عنوان ضد عفونى براى ... ماده ى ضد ويتامين ماده ى ضد يخ ماسک ضد گاز مامور ضد جاسوسى ... و به عنوان ضد اسيد و ملين ... ... مخصوص شستشويا ضد عفونى کردن ... مربوط بداروى ضد کرم موشک ضد موشک نوعى موشک ضد هوايى واژه هاى شامل ضد ـ (87) : 1 , 2 , 3 , 4