@ضربت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ضربت ... است به معنى ضربت خورده و مصيبت ... پى در پى ضربت خوردن اثر ضربت با پشت راکت ضربت وارد کردن با صداى بلند ضربت زدن با ضربت بيهوش کننده اى ... بدون ضربت جاى ضربت حرکت تند و سريع و با ضربت داراى صداى ضربت صداى ضربت صداى ضربت بلند صداى ضربت تازيانه ضربت چوگان از پشت سر ضربت گير ضربت آهسته ضربت آهسته و سبک با شلاق ضربت آور ضربت با چوگان ضربت با چيز تيز ضربت با چيز نوک تيز ضربت با مشت ضربت بازى بولينگ ده ميله اى ضربت بر سر ضربت برکپل واژه هاى شامل ضربت ـ (60) : 1 , 2 , 3