@ضربت@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ضربت ... است به معنى ضربت خورده و مصيبت ... پى در پى ضربت خوردن اثر ضربت با پشت راکت ضربت وارد کردن با صداى بلند ضربت زدن با ضربت بيهوش کننده اى ... بدون ضربت جاى ضربت حرکت تند و سريع و با ضربت داراى صداى ضربت صداى ضربت صداى ضربت بلند صداى ضربت تازيانه ضربت چوگان از پشت سر ضربت گير ضربت آهسته ضربت آهسته و سبک با شلاق ضربت آور ضربت با چوگان ضربت با چيز تيز ضربت با چيز نوک تيز ضربت با مشت ضربت بازى بولينگ ده ميله اى ضربت بر سر ضربت برکپل واژه هاى شامل ضربت ـ (60) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}