@ضربت@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ضربت ضربت تصادفى ضربت تند و سريع زدن ضربت توپ گلف نزديک سوراخ ضربت توپ بازى ضربت حاصله در اثر تکان سخت ضربت خرد کننده ضربت خور ضربت ديدن ضربت زدن ضربت زن ضربت زننده ضربت زنى ضربت سبک و ناگهانى ضربت سخت ضربت سخت خوردن يازدن ضربت سخت زدن ضربت سخت زننده ضربت سريع ضربت سريع زدن ضربت سنگين ضربت سنگين از پهلو ضربت سنگين زدن به ضربت قاطع ضربت متقابل ضربت متقابل و تند واژه هاى شامل ضربت ـ (60) : 1 , 2 , 3