@ضربه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ضربه پرتاب با ضربه شمشير پس ضربه اى پشت دستى يا ضربه با پشت راکت با پشت دست ضربه زدن با ضربه زدن بى ضربه داراى شش ضربه در بيليارد ضربه عمودى دو ضربه اى زدن ضربه بدون برگشت و عکس العمل شکاف ياترک نتيجه ضربه صداى ضربه صداى ضربه ناقوس ضد ضربه ضربان نبض به طور سه ضربه اى ضربه انفجارى ضربه اى ضربه با پشت دست ضربه به طرف پايين ضربه تند و شديد زدن ضربه درجهت پايين ضربه روحى روان آسيب ضربه زدن ضربه زدن به کليد ضربه زن واژه هاى شامل ضربه ـ (45) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}