@ضربه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ضربه پرتاب با ضربه شمشير پس ضربه اى پشت دستى يا ضربه با پشت راکت با پشت دست ضربه زدن با ضربه زدن بى ضربه داراى شش ضربه در بيليارد ضربه عمودى دو ضربه اى زدن ضربه بدون برگشت و عکس العمل شکاف ياترک نتيجه ضربه صداى ضربه صداى ضربه ناقوس ضد ضربه ضربان نبض به طور سه ضربه اى ضربه انفجارى ضربه اى ضربه با پشت دست ضربه به طرف پايين ضربه تند و شديد زدن ضربه درجهت پايين ضربه روحى روان آسيب ضربه زدن ضربه زدن به کليد ضربه زن واژه هاى شامل ضربه ـ (45) : 1 , 2