@ضربه@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ضربه ضربه زننده ضربه زنى ضربه سکه ضربه سريع ضربه سنگين ضربه سنگين زدن ضربه شديد ضربه طبل ضربه غير موکد مخصوصاً ... ضربه فنى ضربه فنى کردن ضربه متقابل زدن ضربه محکم و ناگهانى ضربه ناگهانى و شديد ضربه هاى متوالى ضربه يا تکان شلاقى ناک اوت کردن ضربه فنى نبض سه ضربه اى ... با ضربات تند و ضربه اى واقع شونده پس از تصادف يا ضربه واژه هاى شامل ضربه ـ (45) : 1 , 2