@ضعف@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ضعف ... استعدادهاى نهانى و نقاط ضعف خود احساس ضعف و سستى حالت ضعف و ناتوانى ... ناشى از ضعف اخلاقى باشد داراى ضعف قوه باء درحال ضعف ديوانگى در نتيجه ضعف اراده ضعف پيرى ضعف کردن ضعف اخلاق ضعف اراده ضعف اعصاب ضعف بنيه ضعف بنيه و عوارض آن ضعف جنسى ضعف حافظه به علت ضعف ... ضعف دوران کهولت ضعف روحى ضعف عضلانى ضعف قواى جنسى ضعف قوه باء ضعف ماهيچه ى ساق پا ضعف ناشى از احساسات ضعف و ناتوانى مبتلا به سوء هاضمه و ضعف واژه هاى شامل ضعف ـ (29) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}