@ضمانت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ضمانت دهنده ضمانت يا بيعانه يا قول ضمانت کردن ضمانت کننده ضمانت اجرايى قانون ضمانت اجرايى معين کردن ضمانت بردار ضمانت دار ضمانت شده غير قابل ضمانت قابل ضمانت