@ضميمه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ضميمه آماس ضميمه روده داراى زائده و ضميمه صورت يا فهرستى ضميمه کردن ضميمه کتاب ضميمه کردن ضميمه تشريحى ضميمه سازى ضميمه شدن به ضميمه شده قابل به هم پيوستن يا ضميمه کردن مقاله ى ضميمه