@طبع@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه طبع استغناء طبع ... يا صاحب حق طبع چاپ کردن بزرگ طبع بزرگى طبع تند طبع حق طبع و نشر خوش طبع ساده طبع طبع روزنامه طبع و نشر طبع و نشر کردن ظريف طبع علو طبع لطافت طبع مجددا به طبع رساندن مطبوع طبع مناعت طبع