@طبقه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه طبقه ... را از طبقه اجتماعى محروم ... آدم طبقه سوم ... مرتبه و طبقه برترى داشتن ... از طبقه پست در هندوستان از طبقه کارگر ... سنجيدن و طبقه بندى کردن بخش اوليه يک طبقه برج بلند و طبقه ى هرمى شکل ... بين طبقه اى تشکيل طبقه دادن تقسيم برحسب طبقه جدا کردن از طبقه جزو طبقه رنجبر و کارگر درآوردن حکومت طبقه دوم داراى لايه يا طبقه درخورمردم طبقه يک زبان صنفى و مخصوص طبقه خاص ... در زير طبقه سطحى زمين ... شخصى که از طبقه پايين است طبقه پايين طبقه پست و پايين اجتماع طبقه کارگر طبقه کاسب و دکاندار طبقه بالا طبقه بندى واژه هاى شامل طبقه ـ (85) : 1 , 2 , 3 , 4