@طبقه@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه طبقه طبقه بندى گياهان روى زمين طبقه بندى کردن طبقه بندى داخلى کردن طبقه بندى فرعى طبقه بندى نشده طبقه بندى و نمره گذارى ... طبقه بندى يا جور کردن طبقه بى سواد و جاهل طبقه تحصيل کرده طبقه ثروتمند طبقه خارجى سيتوپلاسم ... طبقه خيلى بالا طبقه روستايى طبقه روشنفکر طبقه زير طبقه زيرين پاشنه پا طبقه سنگى که روى آن ... طبقه سوداگر طبقه سوم طبقه طبقه طبقه طبقه کردن طبقه عوام الناس طبقه فرعى طبقه فوقانى طبقه فوقانى خاک واژه هاى شامل طبقه ـ (85) : 1 , 2 , 3 , 4