@طبقه@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه طبقه طبقه ما بين اشراف و طبقه پايين طبقه مانند طبقه متوسط طبقه متوسط اجتماع طبقه نازک طبقه نجبا طبقه نسج سلولى طبقه نوکر باب طبقه ها طبقه همکف ساختمان طبقه و سلک اسقفان طبقه وار طبقه وازده اجتماع طبقه ى اشراف عبارت مشخص يک طبقه عضو طبقه کارگر عضو طبقه اشراف عضو طبقه دوم غير قابل طبقه بندى قابل طبقه بندى مجموعه يک طبقه از صنوف اجتماعى مربوط به طبقه کارگر و زحمتکش مردم طبقه پايين ملاک آزاداز طبقه سوم موشک چند طبقه واژه هاى شامل طبقه ـ (85) : 1 , 2 , 3 , 4