@طبل@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه طبل پوست طبل چوب طبل اسباب هاى ضربى مثل طبل و دنبک استسقاء طبل به شکل طبل روى طبل صداى کوس يا طبل صداى طبل ضربه طبل طبل گوش طبل کوچک طبل بزرگ طبل بيدار باش طبل زدن طبل زن طبل سرخ پوستان طبل هندى يک نوع طبل دوطرفه که با ...