@طبى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه طبى گوشى طبى آينه طبى يا سپکولوم دهان بند طبى رساله طبى شربت طبى شياف طبى صبرينه طبى فروشنده گياهان طبى محلول طبى مخصوص شستشويا ... معاينه به وسيله گوشى طبى نمک هاى طبى ... مى شود و مصرف طبى دارد نيازمند به معالجه طبى وابسته به گوشى طبى يا ضربان سنج وابسته به آينه طبى يا سپکولوم